ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

150

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

بشورند و از شهر بيرونشان كنند زيرا ملك عادل لشكر زياد همراه نداشت . ملك افضل به قلعه شهر برگشت و ملك عادل نيز شب را در خانه اسد الدين شيركوه گذراند . ملك عزيز نيز از شهر به لشكرگاه خود رفت و شب را در سراپرده خويش به صبح رساند . ملك عادل روز بعد به كاخ خويش رفت و در آن جا ماند . سرداران و سپاهيان وى نيز در شهر بودند . ملك افضل هر روز پيش ايشان مىرفت و با ايشان ملاقات و مذاكره مىكرد . چند روزى كه بدين گونه گذشت ، ملك عادل و ملك عزيز ، برايش پيام فرستادند كه از قلعه بيرون رود و شهر دمشق و همه توابع آن را به آن دو تسليم كند تا در مقابل ، قلعه صرخد را به دو دهند . ملك افضل ناچار از قلعه خارج شد و به كاخى كه در بيرون شهر در قسمت مغرب بود رفت و در آن جا فرود آمد . ملك عزيز قلعه شهر را تحويل گرفت و داخل آن شهر شد و چند روزى در آن به سر برد . يك روز در بزم شراب ، هنگامى كه سرش از باده گرم شده بود ، بر زبانش گذشت كه شهر دمشق را به ملك افضل بر مىگرداند . در همان هنگام اين خبر را به ملك عادل رساندند . او هم فورا در آن بزم حضور يافت در حالى كه ملك عزيز همچنان مست بود . از آن ببعد لحظه‌اى از عزيز غافل نماند تا سرانجام ملك عزيز